همان خرداد، همان دی

همان خرداد، هجده سال تمام داشتم!
رای اولی نبودم، اما برای آن رای اولین بارم بود
با هزاران شوق و امید ، پای صندوق رفتم و رایم را به صندوق انداختم
تازه باورم شده بود قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود
منتظر بودم تا بهار پیروز شود! منتظر شکفتن همه شادیها!
در همین رویا بودم که زمستان پیروز شد!

همان دی….

اعتقادم از ضرب المثل قطره قطره سلب شد
کنج خانه نشستم و فقط به همه پرونده بافی ها نگاه کردم!
دلم سخت گرفت! ذهنم همیشه از همان تکه کاغذی که درون آن تکه پلاستیک انداختم بیزار شد!
هرچه آید خوش آید…

 

—————————————————————————————————————————————–

 

پ.ن: وبسایتم هر هفته یکشنبه راس بیست و سی دقیقه به روز میشه

ابراهیم عطائی

ابراهیم عطائی، زاده ی یازدهم اردیبهشت سال 70 خورشیدی در بیرجند است. وی دوران ابتدایی خود را در شهر تربت جام سپری و درسال 81 به زادگاه خود بازگشت. از همان دوران به طور خودخوان به مطالعه در حیطه ی نجوم آماتور پرداخت. دیپلم رشته علوم ریاضی-فیزیک را در سال 87 دریافت کرد. در سال 88 با ورود به موسسه علوم آسمان مهر فعالیت های نجومی خود را بطور تخصصی تر پیش گرفت. علاقه ی وی بیشتر در حوزه اخترزیست شناسی، عکاسی آسمان شب، نجوم آماتور و آموزش آن است. وی دانش آموخته دانشگاه ملی بیرجند در رشته آمار می باشد و به کاربرد این علم در سایر علوم علاقه بسیار دارد. از جمله مسئولیت های علمی وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: مدیر عامل موسسه علوم آسمان مهر عضو هیئت موسس کانون نجوم سپهر دانشگاه ملی بیرجند نویسنده سایت علم بازار مدیریت پروژه کشوری اطلس راهبردی نجوم مقدماتی دبیر علمی همایش های ماهانه علمی ایران مدرس نجوم مقدماتی و عکاسی نجومی عضو سابق دیپارتمان اخترزیست شناسی آیوتامی

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

۶ پاسخ

  1. سلام
    ….
    هر چه آيد خوش آيد
    همان خرداد، همان دي

  2. مهدی گفت:

    نمی دانم به امید آینده بنشینم یا یا به افسوس گذشته؟
    نمی دانم من اششتباه فکر می کنم یا مردم درست می اندیشند؟
    هر چه هست دنیا سیاه تر از آنچه که هست دیده می شود

  3. باران گفت:

    نمي دونم شايد بايد بگم خوش بحالتون كه راحت مينويسيد اينجا و نمي ترسيد…ولي من ياد ستار ب
    ميافتم حتي موقع نظر نوشتن…من ترسو نبودم..ترسو شدم..اعتراف ميكنم با ديدن خيلي از ماجراها تا حد مرگ ترسيدم..به خودم قول دادم مواظب باشم و زبان سرخ سرسبز بر باد نده..من سكوت رو انتخاب كردم.شايد كار بزدلها باشه.ولي بين جماعتي كه با يه آبميوه حرفشون عوض ميشه جونم عزيزتر از مردن براي سعادت و آگاهي اين جماعته.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال امنیتی را پاسخ دهید. *