برای اونایی که چراغ شدن

راستش وقتی نشستم پای The Ron Clark Story، حس کردم دارم یه جور کتابِ قصه می‌بینم. نه از اون قصه‌هایی که واسه بچه‌ها نوشته‌ن، از اونایی که یه جاهایی وسطش یهو گلوت می‌سوزه، یه جایی لبخند می‌زنی، یه جایی بی‌اختیار سرت رو تکون می‌دی و زیر لب می‌گی: «ایول!» یا «چقدر خوبه این بشر.» راستش […]