
حافظهای به رنگ رایحه
گاهی فکر میکنم اگر خاطرهها بو داشتند، دنیا پر میشد از عطرهای عجیب و غریب. بعضی از خاطرهها حتماً بوی نان تازه میدادند، همان بویی
به دنیای من خوش اومدی! برای اینجا برنامه های زیادی دارم و میتونی اینجا در موردم بخونی!
گونه ی شخصیتی من INFJ-T هست و یک حامی محسوب میشم! شنیدم گونه ی شخصیتی من نادر هست، برای همین میخوام تا میتونم اینجا از خودم، دیدگاه هام و موضوعات مورد علاقم حرف بزنم! شاید بعد از خودم به یادگار بمونه!
عموما ذهنی درونگرا دارم، رویا پردازم، بیشتر عاطفی طور عمل میکنم، و کم پیش میاد بدون برنامه ریزی کاری کنم و یه جورایی محتاطم! از تنهایی لذت میبرم و کمال گراییم همیشه کار دستم داده و مجبورم کرده منفعل بمونم! البته واقعا دوست دارم گاهی خلاف اینها رو انجام بدم، ولی خیلی اتفاق نیفتاده!
نجوم همیشه عشق اولم بوده و از طریق اون به عکاسی هم علاقه مند شدم! تولید محتوا و تدریس رو دوست دارم، و نواختن سنتور و صداش حسابی آرومم میکنه! اما مشغله ی کاری باعث میشه گاهی اوقات بدقول بشم و خودمم بخاطرش جدا ناراحتم!
با این تفاسیر خوشحال میشم اگه توی تیمت، جایی برای من خالی بود بهم اطلاع بدی! چون لذت یک کار تیمی، یه چیز دیگست …

گاهی فکر میکنم اگر خاطرهها بو داشتند، دنیا پر میشد از عطرهای عجیب و غریب. بعضی از خاطرهها حتماً بوی نان تازه میدادند، همان بویی

گاهی فکر میکنم اسمِ من فقط وقتی زنده میشود که خودم صداش بزنم. تا لب باز نکنم و از کسی خبر نگیرم، هیچ ساعتِ دیواری

گاهی نبودنِ چیزی، درست مثل یک سیاهچاله است؛ ساکت، بیصدا، اما کشنده.نه صدایی از خودش دارد، نه نشانی از حضور، اما در سکوتش، هرچه را

راستش همه چیز از یه کلیپ اینستاگرامی شروع شد. نشسته بودم بیهدف اسکرول میزدم، که یکی گفت: “ریاضی ابداع شده یا کشف شده؟” و خب…

راستش وقتی نشستم پای The Ron Clark Story، حس کردم دارم یه جور کتابِ قصه میبینم. نه از اون قصههایی که واسه بچهها نوشتهن، از

سر سفرهی ناهار بود و سیفالله مثل قحطیزدههای جنگ جهانی، قاشق پشت قاشق لقمههای غذا را در دهانش مَتپاند. نه با عزت، نه با وقار،

کاملا واضح و بدیهی هست که هر چیزی در اطراف ما آغازی داشته و صد البته مطالعه در خصوص علتش و منشا و آغازش برای

با مفهوم تقارن در طبیعت آشنا هستین؟ راستش خودمم اولین بار بود که این اصطلاح به چشمم خورد و البته از اون دسته افرادی هستم

تا حالا براتون از واحدها گفتم و البته قوانین طبیعت اما واقعا این قوانین از کجا اومدن؟ نظم موجود در جهان، طلوع و غروب خورشید
یادمه توی یکی از کتابهام این جمله رو خوندم:
With words we govern men
یادمون باشه از چه کلماتی استفاده میکنیم!
تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به سایت ابراهیم عطایی میباشد.