برداشتی آزاد | نهنگ عنبر

این که بعد از دیدن نهنگ عنبر چه حسی در من شکل گرفت؟ و یا ذهنم درگیر چه افکار و خاطرات و حرفهایی شد؟
باید بگم جزو معدود فیلم هایی بود که در حین تماشای آن گریه کردم!
و تا حدودی منو یاد گذشته خودم انداخت! البته تا حدودی ….
و، مواردی که ذهنم رو درگیر کرد رو نمیشه به خوبی بیان کرد چون بازهم تا حدودی برای خودم هم گنگ و مبهم هستند، همونطور که سابقا هم بودن!
اول از همه توصیه می کنم این فیلم رو ببینین! البته اگر هم نبینین ضرر نمیکنین! ( من جمله مواردی که ندیدنش برای نسل بشر ضرر داره سریال فرینج هست)
اما از مواردی که بعد از دیدن این فیلم به ذهنم رسید این بود که رویا واقعا متوجه نشد که ارژنگ اونو دوست داره؟ من که باور نمیکنم! ارژنگ از همه چیز، حتی زندگیش بخاطر رویا گذشت تا به اون برسه، پس چرا اینقدر دیر لایق رسیدن شد؟؟؟
چه چیزی درون این نهنگ خوشبو باعث میشد که به دفعات متولد سال ثور داستان رو ترک کنه؟

آیا هرچی که سر بیژن اومد بخاطر این بود که زندگی مشترک عملا به فنا رفته خودش رو بخاطر رویا نابود کرد؟

آیا رویا نمک نشناس بود؟ من میگم بود! و نمیدونم چرا فقط وقت ناراحتی به ارژنگ رو مینداخت و در سایر احوال آدم حسابش نمیکرد؟ سابقا این واکنش برام قابل درک نبود، هنوز هم نیست! این دقیقا چیزی بود که اشکم رو سرازیر کرد.
اصلا چرا چنین چیزی باید رخ بده؟
آیا روابطی که الان برجامعه حاکم هست صحیحه؟؟ دوست معمولی! دوست غیر معمولی! دوست خوب! دوست بد! آیا منو امثال من، واقعا تونستیم با فکری روشن پیش بریم یا منحرف شدیم؟ حق با ماست یا گذشتگان ما؟ اصلا اون واقعیت مطلق چیه؟ چرا چنین پدیده ای باید رخ بده؟ اشکال کار کجاست؟ اشکال این علاقه و عشق و امثالهم درچیه که اینجوری خیلی از جوونا رو مچل خودش کرده؟
دوستان اشتباه نشه، من شیخ نیستم، منبر نمیخام برم، اصلا هم تو فاز امر به معروف و نهی از منکر نیستم! حوصلشم ندارم! لکن تمام اینا واقعا برام سوال شده….
این فیلم من رو تماما یاد گذشتم انداخت و یک آینده کاملا احتمالی و صد در صد قابل تغییر رو برای من بازگو کرد!
و سوال آخر، تکلیف ما با نهنگ ها عنبر زندگیمون چیه؟

 

———————————————————————————————————————————————————————————

 

تحریر شده بتاریخ نهم بهمن ماه سنه یکهزار و سیصد و نود و چهار هجری خورشیدی

پ.ن: وبسایتم هر هفته یکشنبه راس بیست و سی دقیقه به روز میشه

ابراهیم عطائی

ابراهیم عطائی، زاده ی یازدهم اردیبهشت سال 70 خورشیدی در بیرجند است. وی دوران ابتدایی خود را در شهر تربت جام سپری و درسال 81 به زادگاه خود بازگشت. از همان دوران به طور خودخوان به مطالعه در حیطه ی نجوم آماتور پرداخت. دیپلم رشته علوم ریاضی-فیزیک را در سال 87 دریافت کرد. در سال 88 با ورود به موسسه علوم آسمان مهر فعالیت های نجومی خود را بطور تخصصی تر پیش گرفت. علاقه ی وی بیشتر در حوزه اخترزیست شناسی، عکاسی آسمان شب، نجوم آماتور و آموزش آن است. وی دانش آموخته دانشگاه ملی بیرجند در رشته آمار می باشد و به کاربرد این علم در سایر علوم علاقه بسیار دارد. از جمله مسئولیت های علمی وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: مدیر عامل موسسه علوم آسمان مهر عضو هیئت موسس کانون نجوم سپهر دانشگاه ملی بیرجند نویسنده سایت علم بازار مدیریت پروژه کشوری اطلس راهبردی نجوم مقدماتی دبیر علمی همایش های ماهانه علمی ایران مدرس نجوم مقدماتی و عکاسی نجومی عضو سابق دیپارتمان اخترزیست شناسی آیوتامی

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

۸ پاسخ

  1. عادله گفت:

    غم ها ارزش جنگیدن ندارند!
    رهایشان کنید
    غم ها آن قدر خسته اند ،
    که با کمترین بی توجهی ، از پا در می آیند .
    برای شادی بغل باز کنید ،
    و با امید زندگی کنید …
    به لبخندتان اجازه دهید ، تا دنیای تان را تغییر دهد
    ولی به دنیای تان اجازه ندهید که لبخندتان را تغییر دهد.

    شاد باشید و بخندید

  2. بنظرم یکی از بهترین پستاتون بود…فردا دوباره میخونم اگه نکته ای بود عرض میکنم:)

  3. در یک کلام…رویا ارژنگو دوست نداشت…

    بنظرم ادما مختارن هرکسیو ک بخان و میپسندن دوست داشته باشن…
    و البته دختر سودجویی بود…خودخواه بود…
    بنظرم ادمها باید بدونن کیو و چطور طرف مقابلو دوست بدارن
    ک ارژنگ نمیدونست
    و خودشم مقصر بود…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال امنیتی را پاسخ دهید. *