تکرار تاریخ

تاریخ دوباره تکرار میشه …

تاریخ فقط وقایع مهم نیست. همین دیروز یک تاریخ در زندگی من بود. اگه فردا زنده باشم، امروز من تاریخ خواهد شد. هشت میلیارد تاریخ برای هشت میلیارد آدم. که اکثر این تاریخ ها یا بهتر بگم این درس ها فراموشمون میشه …

بیشتر شکست ها به این دلیل هست که از تاریخ درس نگرفتیم و تصمیم گرفتیم که خودمون تجربش کنیم! در احمقانه ترین حالت وقتی از پایان شوم یک فرآیند اطلاع داشتیم باز هم اون رو ادامه دادیم. مثل سیگار کشیدن، مثل آغاز تجارت بی سود و پر هزینه، مثل آغاز کردن رابطه ای که از همین اول آخرش معلومه …

از تاریخ درس بگیرین. از تاریخ بقیه درس بگیرین.

یاد جمله ای از انیشتین افتادم که می گفت : آدم احمق کسی هست که یک کار رو بارها و بارها انجام بده و انتظار نتیجه ای متفاوت داشته باشه.

 

تصویر سربرگ : یه تاریخ به یاد موندنی از تاریخ فعالیت های نجومی من. در حال عزیمت به دومین ماراتن مسیه مجله نجوم.

 

ابراهیم عطائی

ابراهیم عطائی، زاده ی یازدهم اردیبهشت سال 70 خورشیدی در بیرجند است. وی دوران ابتدایی خود را در شهر تربت جام سپری و درسال 81 به زادگاه خود بازگشت. از همان دوران به طور خودخوان به مطالعه در حیطه ی نجوم آماتور پرداخت. دیپلم رشته علوم ریاضی-فیزیک را در سال 87 دریافت کرد. در سال 88 با ورود به موسسه علوم آسمان مهر فعالیت های نجومی خود را بطور تخصصی تر پیش گرفت. علاقه ی وی بیشتر در حوزه اخترزیست شناسی، عکاسی آسمان شب، نجوم آماتور و آموزش آن است. وی دانش آموخته دانشگاه ملی بیرجند در رشته آمار می باشد و به کاربرد این علم در سایر علوم علاقه بسیار دارد. از جمله مسئولیت های علمی وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: مدیر عامل موسسه علوم آسمان مهر عضو هیئت موسس کانون نجوم سپهر دانشگاه ملی بیرجند نویسنده سایت علم بازار مدیریت پروژه کشوری اطلس راهبردی نجوم مقدماتی دبیر علمی همایش های ماهانه علمی ایران مدرس نجوم مقدماتی و عکاسی نجومی عضو سابق دیپارتمان اخترزیست شناسی آیوتامی

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

۳ پاسخ

  1. مهشید گفت:

    صبور باش رفیق

  2. عليرضا گفت:

    سلام آقاي عطايي عزيز! سال خوبي را براتون آرزومندم.
    اين مطلبتون مرا ياد فرمايش مولانا علي عليه‌السلام به فرزندشان انداخت كه:

    “اى فرزند ، اگر چه من به اندازه پيشينيان عمر نكرده ‏ام ، ولى در كارهاشان نگريسته ‏ام و در سرگذشتشان انديشيده ‏ام و در آثارشان سير كرده ‏ام ، تا آنجا كه ، گويى خود يكى از آنان شده ‏ام . و به پايمردى آنچه از آنان به من رسيده ، چنان است كه پندارى از آغاز تا انجام با آنان زيسته‏ام و دريافته ‏ام كه در كارها آنچه صافى و عارى از شايبه است كدام است و آنچه كدر و شايبه ‏آميز است ، كدام . چه كارى سودمند است و چه كارى زيان‏آور..”
    نامه31نهج‌البلاغه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال امنیتی را پاسخ دهید. *